هنوز خیال میکنی واسه آدما مهمه که چقدر قراره اذیت بشن از خودشون و دیگران؟ فکر کردی ذره ای براشون اهمیت داره اینکه چه اتفاقی واسشون میوفته و هروز بیشتر از قبل زندگی اونارو غرق خودش میکنه؟ باید بگم که نه اصلا اینطور نیست.
اصولا ما آدما لذت میبریم از درد کشیدن، از سختی کشیدن و غصه خوردن..ما آدما فکر میکنیم هرچقدر بیشتر درد بکشی یعنی بیشتر حرف واسه گفتن داری، فکر میکنیم هرچقدر بیشتر سختی بکشیم تجربه های بیشتری رو واسه ادامه زندگیمون بدست میاریم و دیگه اون اشتباه رو تکرار نمیکنیم. اما خودتم میدونی چرا بی دلیل پوزخندی روی لبت میشینه و بعد از خوندن این حرفا دیگه قرار نیست چشمت بهشون بیوفته.
ولی حس میکنم این بار باید راهی که آدما پیش گرفتن رو ادامه بدم برای مقابله باهاشون. هرچقدر بیشتر باهاشون بد رفتاری کنی و اذیتشون کنی بیشتر تورو دوست دارن. هرچقدر بدی کنی بهشون لذت های عجیب و غریبی میبرن و برای همه تعریف میکنن با افتخار که چقدر خورد شدن.
میبینی چقدر عجیب غریبه؟ هم این نوشته ها هم رفتار آدما. به نظرت کی تموم میشه این نوشته های بی سر و تهی که هیچ مقصدی ام نداره.. میدونم که بازم نتونستم قانعت کنم برای ادامه خوندن اما، مگه میشه تا اینجا بخونی و بهش فکر نکنی؟
مُخاطَب:هیچکَس
-حاویِدَردکِشیدَنآدَما-
نوشتههاییکفردمتوهمدرآسایشگاهسورئال